نشسته بودم :
نشسته بودم اتکا به دیوار و یا دیگر شی نداشتم چشمانم پت شد دیدم یکی از دوستان حضرت باری با اضافه از 90 همراهان خود به مدینه ای شریف میخواهد داخل شود :
به در وازه ای مدیه ای شریف تحریر بود : 1392 حمل
از قدومت جمله عالم گـــــــشته نور در بغل گــــــیر جمـله ئی اهل ِ قبور
آمدی از شـــــــهر گلـــهایت حـسیب بر در و در بارِ دلـــــهایت حبیــب
می رسد اندر مــــــشامــــم بوی تـو انــــتظار داریم به بـــــینـیم روی تو
از سوی دوست خـدا این را در همان حال شنیدم :
تــــحفه ام از سوی آن رَبّ ِ رحیم این بُوَد اصـــــل و اساسم از قــدیم
از آسمان مدینه شریف آواز های الله اکبر بلند شد مثل اینکه تمام مخلوق به یک صدا همه الله و اکبر بگویند و
وخدای خویش را به بزرگی یاد نمایند . (یسبح للهِ مافی السموات ِ وَ ما فی الارض ).
آسمان مدینه شریف ستاره باران شد مثل اینکه شب آتش بازی باشد. دوست خدا قبل از اینکه به در واز ه ئی روضه ئی خیرالبشر داخل شود با اضافه از 90 نفر خویش دورکعت نماز شکرانگی ,دو رکعت نماز به رضایت پروردگار عالم و
دورکعت نماز عاجزی با اشخاصیکه با ایشان بودند ادا کرده بعدا وارد در وازه ای مدینه شریف گردیدند .که در داخل صحن
روضه شریف چه خوب حالات شد.و چه اشخاصی بودند به تحریر نیامد. و همچنان ذکر نام دوست خدا و همراها ن شان صورت نگرفت.